شما چقدر قیافت آشناس

تجربه عطاری

خیلی وقتها پیش میاد که دکان دار برای تقویت ارتباط با مراجعه کننده، شروع به صحبت کردن با ایشون میکنه و ممکنه سوتی های فاجعه باری هم بده.

گفتگو با مراجعه کننده خیلی هم خوبه ولی نکات بسیار ظریفی در این مساله نهفته هست که تجربیات خودمه و فکر میکنم به درد شما هم بخوره.

نکته این مقاله اینه:

هرگز وقتی کسی با همراه وارد عطاری شد، اعلان نکنید که چقدر قیافش آشناست!!!

چون ممکنه اون شخص اصلا دوست نداشته باشه که همراهش بدونه که قبلا به فروشگاه عطاری شما مراجعه کرده یا حتی به شهر شما اومده!!!

لذا اگر هم خواستین به این مساله علم پیدا کنید که آیا طرف رو قبلا دیدین، بهترین سوال اینه:

آیا قبلا از عطاری ما خرید کردین؟

با این سوال ، فرد خودش تصمیم میگیره که به شما بگه قبلا در مکان شما حضور داشته یا اینکه کتمانش کنه و همراهش چیزی در این زمینه نفهمه.

اگر مایل بود؛ اعلام میکنه که : بله دو هفته پیش اومدم.

باز شما هیچ وقت نباید اشاره بکنید که ایشون دو هفته قبل چی خریدن!!!!

فقط یک تایید گرم و کُلی:

– آره آره یادم اومد ، خوبید شما و …..

اینطوری امکان لو رفتن اسرار مشتری به صفر می رسه.

حالا به یک مکالمه فروشنده ناشی توجه کنید تا دقیقا منظورم رو انتقال داده باشم.

فرض کنید یک خانم و آقا وارد فروشگاه میشن:

فروشنده: سلام خوبین؟ خیلی خوشحالم که باز هم تشریف آوردین. از کیفیت قالب های قلبی راضی بودین؟

شکلاتها خوب از تووش درومد؟

زن مشتری: من ؟ نه . من اولین باره میام عطاری شما.

فروشنده: عه یعنی اشتباه میکنم؟ محاله.

من چهره مشتریام یادم می مونه.

اون قالب قرمز ها رو خریدین واسه کاکائوی ولنتاین.

یادتون اومد؟

زن مشتری: من؟ امکان نداره. من اولین باره میام شهر شما

و…….

حالا منظورم رو گرفتین؟

تو خود حدیث مفصل از این حکایت خوان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Follow by Email
Instagram
Telegram